شعر و گاه نویس های من

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن

از دوستان جانی مشکل توان بریدن

فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل

چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن

این شعر حافظ را همیشه با خودم می خوانم و اغلب اگر یادگاری برای کسی بر جا گذاشته باشم همین دو بیت خواجه ی شیراز است.واقعا هر لحظه از زندگی که خدواند به ما ارزانی داشته نعمتی عظیم است که ما خواسته و نخواسته به زیانکاری اش پرداخته ایم.اغلب می گویند دنیا محل گذر است.اما به واقع اندک کسانی از این گذر به شایستگی گذشته اند .هر از گاهی به سهم خویش فرصت ها را از دست می دهیم بی آنکه بدانیم آیا دوباره مجال جبرانی هست یا نه؟ از لحظاتی که در کنار عزیزانی می گذارنیم از هم نشینی و هم صحبتی با بزرگان و هم نفس بودن با نزدیکان.تا اینکه تند باد روز گار ما را چون دانه های گیاه در هر نقطه از این کره ی خا کی بپراکند یا به واسطه ی فقدان عزیزی اندوه تازه ای برایمان فراهم آورد.

این روزها سخت دلتنگم ! حتی شعر هم به دادم نمیرسد....

 

+ تاريخ هشتم آذر 1385ساعت نويسنده زهرا زاهدی |